بسمه تعالي
اگه خاتمي انصراف نمي داد چه مي شد ؟
شکي نيست اکثريت قريب به اتفاق دوستداران خاتمي از خروج غير منتظره خاتمي از صحنه انتخابات نگران شده و اين رفتار خاتمي را دور از انصاف مي دانستند . با گذشت چند روزي از انصراف ايشان و رکود فضاي اتخاباتي در کشور که عمدتا به خاطر تعطيلات نوروز صورت گرفت کم کم همگان به اين نتيجه رسيديم و رسيدند شايد که خاتمي تصميم بدي نگرفته باشد . ولي همچنان علامت سوال بزرگ دليل اصلي خروج ايشان در ذهن مردم باقي ماند و هرکس به فراخور ذهن خودش دلايلي براي اين تصميم ترسيم کرد .
اما انچه که مهم بود و هست اين است که اگر خاتمي مي ماند چه مي شد .
اول اينکه خاتمي از مرگ حتمي اصلاحات به دست خود دوري جست . اين نکته بدينمعني نيست که با خروج خاتمي پيروزي اصلاح طلبان قطعيست ، بلکه بدينمعنيست که او اجازه نداد به دست و نقش او اتفاقي افتد که جناح رقيب مي خواهد . اين حرکت را يا مي توان به حساب تيز هوشي و يا اخلاق حسنه خاتمي و يا هر دوي او گذاشت .
دوم اينکه خاتمي يکبار ديگر و در صحنه اي ديگر نقش رهبري اصلاح طلبان را اختصاصا به قيمتي گزاف براي خود خريداري کرد که جز به او به کسي ديگر نمي فروختند . چرا که حتي اگر در چنين شرايطي آقايان کروبي و يا مير حسين موسوي انصراف بدهند فضاي عمومي جامعه چنين کالايي را به انان نمي فروشند . يقينا منصفان جامعه بالاخص آناني که با قلمشان در چند ماه اخير دايه عزيزتر از مادر شده و بي ادبانه به سيد اصلاحات تاختند اين حرکت خاتمي را ناشي از حب قدرت و جاه طلبي خاتمي نمي دانند و اين گشاده دستي خاتمي را عين صفات برجسته وي مي دانند .
سوم اينکه خاتمي با خروج خودش از صحنه انتخابات همچون گذشته از هزينه جامعه کاست و با انتقال فشار به خود از ايجاد هزينه براي مردم در آينده خودداري کرده و به مردان سياست يکبار ديگر اخلاق در سياست را آموخت
چهارم اينکه خاتمي آمد تا بگويد دغدغه مردم را مي داند و رفت تا بگويد بنا برآنچه که خصوصيت اوست ،مردم و مصلحت آنان را بيش از خود دوست دارد .
و آخر اينکه اگر او مي ماند، دوستان ديگر ما در صحنه انتخابات بيش از آنچه که به پيروزي اصلاح طلبان فکر مي کردند به فکر تخريب خاتمي فکر مي کردند که به قول معروف ، خود را کشته و ديگران را به کشتن مي دادند .